عشق يعني

عشق یعنی یك سلام و یك درود

 عشق یعنی درد و محنت در درون

 عشق یعنی یك تبلور یك سرود

 عشق یعنی قطره و دریا شدن

 عشق یعنی یك شقایق غرق خون

 عشق یعنی زاهد اما بت پرست

 عشق یعنی همچو من شیدا شدن

 عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

 عشق یعنی بیستون كندن بدست

 عشق یعنی آب بر آذر زدن

 عشق یعنی چون محمد پا به راه

 عشق یعنی عالمی راز و نیاز

 عشق یعنی با پرستو پرزدن

 عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

 عشق یعنی یك تیمم یك نماز

 عشق یعنی سر به دار آویختن

 عشق یعنی اشك حسرت ریختن

 عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

 عشق یعنی سجده ها با چشم تر

 عشق یعنی مستی و دیوانگى

 عشق یعنی خون لاله بر چمن

 عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی آتشی افروخته

 عشق یعنی با گلی گفتن سخن

 عشق یعنی معنی رنگین كمان

 عشق یعنی شاعری دلسوخته

 عشق یعنی قطره و دریا شدن

 عشق یعنی سوز نی آه شبان

 عشق یعنی لحظه های التهاب

 عشق یعنی لحطه های ناب ناب

 عشق یعنی دیده بر در دوختن

 عشق یعنی در فراقش سوختن

 عشق یعنی انتظار و انتظار

 عشق یعنی هر چه بینی عكس یار

 عشق یعنی سوختن یا ساختن

 عشق یعنی زندگی را باختن

 عشق یعنی در جهان رسوا شدن

 عشق یعنی مست و بی پروا شدن

 عشق یعنی با جهان بیگانگى


خلقت زن

خداوند زن را در روز ششم خلقت آفرید فرشتگان مسحور تماشا بودند.

فرشته ای پرسید: خداوند گارا چرا روی این یک مخلوق اینقدر وقت می گزارید؟

خدا پاسخ داد: نمی بینید شگفتی های بسیاری را که برای ساختن او لازم است؟!

باید قابل شستشو باشد باید بیش از دویست قطعه متحرک داشته باشد که در نهایت ظرافت کارشان قابل تعویض باشد .

آغوشش باید دردهای بسیاری را دوا کند از زانوی زخمی شده تا... قلب شکسته و همه اینها را فقط با دو دست انجام خواهد داد...

فرشته متحیر مانده بود ..." با دو دست ؟" امکان ندارد ؟" و این طرح برای همه آنها است؟

کار سختی است برای یک روز چرا فردا تمامش نمی کنید؟"

" نه نمی توانم" خداوند گار پاسخ داد...

"من به کامل کردن این موجود بسیار نزدیک هستم او عزیز دردانه ی من است ،

او خود را مداوا می کند وقتی بیمار است ،فرشته نزدیک شد و چهره زن را لمس کرد.

"خداوندا چرا او را اینقدر نرم آفریده ای؟"

خداوند فرمود "آری او نرم است ولی با قدرت. باور نمی کنید چه کارهایی از او بر می آید ."

فرشته پرسید :" می تواند فکر کند؟"

خدا فرمود :" نه تنها می اندیشد ؛ بلکه می آموزد استدلال می کند و نتیجه می گیرد. "

فرشته گونه زن را لمس کرد ،

"خداوندا این مخلوق چکه می کند .شاید بارش را سنگین کرده ای."

خداوند فرمود:"نه چکه نمی کند این اشک است"

فرشته پرسید." اشک برای چیست؟"

خداوند پاسخ داد: اشک وسیله ایست برای نمایش سوک ، عشق، تنهایی، دلتنگی و سرافرازی

فرشتگان متحیر مانده بودند... یکی گفت :

خداوندا واقعاً نابغه ای چه آفرینش شگفتی؟ زن...

خداوند گفت : " درست می گویی زن قدرتی دارد که همه را به شگفتی در می آورد.

او مشکلات بسیاری را حل می کند، بارهای سنگینی را بردوش می کشد

خوشبختی می آفریند، عشق می ورزد و معتقد است .

می خندد وقتی در دل فریاد می کشد ، می خواند، وقتی دردل می گرید ،می گرید در نهایت شوق و می خندد در نهایت ترس .

برای اعتقادش می جنگد و در مقابل بی عدالتی می ایستد

برای تداوم خانواده از خود گذشتگی می کند و عشق او

مشروط به چون و چرا نیست.

زن از شادمانی دیگران شادی می کند، از تولد کودک دیگری و ازدواج بیگانه لذت می برد،

ازمرگ انسانی دیگر قلبش می شکند، و در ناگواری ها سنگ صبور است.

با این همه در مصائب، نیروی خود را باز می گیرد

و زندگی را دوباره می سازد.